جواب یک سؤال قدیمی، هنرهای هفتگانه چه چیزهایی هستند؟
1- موسیقی
2- هنرهای ترسیمی شامل نقاشی و خطاطی و...
3- معماری
4- ورزش، رقص و حرکات نمایشی
5- ادبیات شامل شعر و نثر..
6- هنرهای دستی مانند مجسمه سازی، شیشه گری و.
7- هنرهای نمایشی مانند فیلم و سینما و تئاتر و...
تاریخچه ی کوتاهی از پست مدرنیسم در دنیای هنر :
اصطلاح پست مدرنیسم برای اولین بار در دنیای هنر در آغاز دهه ی 1980 رواج یافت....در این دهه با تغییر وضع ناگهانی نقاشی های پر رنگ و لعاب و بسیار بزرگ اشیاء مد شد و نقاشی پیکره ی انسان دوباره رواج یافت...
این شکل اولیه ی پست مدرنیسم با نگرشی کثرت گرا و " هر چیزی ممکن است " همراه بود و تمام توجه ان به گذشته معطوف می شد. سبک ها و تکنیک های قدیمی تکرار می شدند و هنرمندان از اثار یکدیگر نقل قول می کردند...هنر انتزاعی همچنان دنبال می شد اما این بار طنز و عدم جدیت ان بیشتر از ان چیزی بود که قبلا از امر انتزاعی انتظار می رفت...هنر بیش از پیش بازیگوشانه و سرگرم کننده و مفرح شد.
چند رویکرد پسامدرنیستی در این دوره عبارت است از :
نئوژئو :
ترکیب ی است از زیبایی شناسی انتزاعی مینیمالیستی با ارجاعاتی به فرهنگ و کالاهای عامه پسند...شخصیت های برجسته ی : پیتر هکی ، جف کنزو راس بلکنر
اقتباس یا شبیه سازی :
این رویکرد متاثر از بودیار و دیگران به معنای باز تولید اثار دیگر هنرمندان است. شخصیت های برجسته : شری لوین ، مایک بیدلو .
فراآوانگارد :
یک جنبش ایتالیایی که ( به طنز ؟) مواد و مصالح سنتی ، موضوعات خیالی و عناصر تزئینی را به کار گرفت. شخصیت های برجسته : فرانچسکو کلمنته و ساندرو چا
نواکسپرسیونیسم :
نقاشی های زمخت ، سریع ، بزرگ و پیکرنمایی هنرمندان المانی ...پر از ارجاعات به تاریخ و فرهنگ المان و اغلب به عمد با ظاهری بدوی. شخصیت های برجسته : ژورش بازلیتش ، مارکوس لوپرتس
التقاط گرایی :
بسیاری از هنرمندان تصاویری را به کار گرفتند که از فرهنگ روشنفکرانه و عوامانه اقتباس شده بود و ان ها را با طیفی از سبک ها ترکیب کردند. شخصیت های برجسته : دیوید سال ، زیکمار پولکه.
بعد از نقاشی در اواخر دهه ی 1980 ، عکاسی و اثار رسانه ای مجددا رواج یافتند ، زیرا به نظر می رسید می توانند پست مدرنیسم سیاسی روشن تری عرضه کنند.
امروزه در دنیای هنر نگرش هر چیزی ممکن است دیگر بحث برانگیز و جنجالی نیست و واژه ی پست مدرنیسم هم به ندرت تعجب یا مخالفتی برمی انگیزد.
برگرفته از کتاب " پست مدرنیسم " / گلن وارد / ترجمه ی قادر فخر رنجبری و ابوذر کرمی / نشر : ماهی
نبوغ و جنون در فلسفه هنر شوپنهاور
در سال 1908 جواني وارد دانشكده پزشكي دانشگاه گوتينگن شد تا به جاي زندگي كاسبكارانه كه خانواده برايش تدارك ديده بود، زندگي دانشجويي را برگزيند اما فغان و غوغايي كه در درونش از ديرباز ريشه دوانيده بود ناگهان سرباز كرد و در سال دوم عطاي پزشكي را به لقايش بخشيد تا با تحصيل فلسفه معماي زندگي را دريابد. او بعدها برداشتي از جهان و زندگاني بشر ارائه داد كه هم تكاندهنده بود و هم ناسازگار با برداشتهاي ايدهآليستهاي بزرگي چون هگل، فيشته و شلينگ. آراي اين فيلسوف بزرگ در زمان خودش هيچگاه مورد توجه قرار نگرفت و تنها سالها بعد بود تا "نيچه" در جاي جاي آثارش به ستايش او بپردازد و «فرويد» با الهام از مفهوم «اراده كور» او قلمرو ناخودآگاه را درنوردد. و اين شايد بدين دليل بود كه دلمشغوليهاي شوپنهاور از نوعي بود كه با مسائل هم عصرش ارتباطي نداشت، و سالها لازم بود تا اهميت فلسفه شوپنهاور روشن شود.

شوپنهاور كه در سال 1788 در دانتسيگ آلان به دنيا آمد، بعد از روي آوردن به فلسفه از گوتينگن به برلين رفت تا محضر «فيشته» و «شلاير ماخر»را درك كند اما خيلي زود از آن دو بيزار شد و كنجي خلوت اختيار كرد تا به دور از هياهوي جنگ آلمان با فرانسه رساله دكترايش را با نام «درباره ريشه چهار گستره اصل جهت كافي» بنويسد. اين رساله كه تبريك «گوته» را در پيداشت در واقع بنيان تفكر او را نشان ميداد و سرآغازي براي كتاب اصلياش يعني «جهان همچون خواست و بازنمود» بود.
«شوپنهاور» در رساله به شدت تحت تاثير كانت است. او همانند كانت به «فنونمن» و «نومن» معتقد است اما نتايجي كه اين تمايز ميگيرد با كانت متفاوت
فلسفه هنر از دیدگاه اسلام
دوشادوش جریان نگرشهای علمی محض در واقعیات طبیعی و انسان سه نوع بینش و آگاهی لازم نیز وجود دارد كه نگرشهای علمی ما را از محدودیت و ركود جلوگیری مينماید. این سه نوع بینش عبارتند از:
1 ـ بینش نظری
2 ـ بینش فلسفی
3 ـ بینش مذهبی
بنابراین، ما با چهار نوع نگرش و بینش وارد میدان معرفت گشته و ارتباطات خود را با جهان واقعیتها تنظیم مينماییم.
1 ـ نگرشهای علمی محض عبارتست از: تماس مستقیم با واقعیات به وسیله حواس و دستگاههایی كه با كوشش و انتخاب خودمان برای توسعه و عمق بخشیدن به ارتباطات خود با واقعیات، ساخته و مورد بهرهبرداری قرار ميدهیم. هر یكی از رشتههای علوم به وسیله قوانین و اصول مخصوص به خود، چهرههایی از واقعیات را برای استفاده در حیات انسانها نشان ميدهند و راه ارتباط و تصرف در واقعیات را پیش پای ما ميگسترانند. البته پیرامون تعریف مسئله علمی و شرایط آن، مباحث متعددی وجود دارد كه در اینجا مورد بررسی ما نیستند.
2 ـ بینشهای نظری: هر یك از رشتههای علوم روشنایيها دارد و تاریكيها و نیمه روشنایيها. آن قسمت از مسائل علمی كه در حال نیمه روشنایی است، مسائل نظری علوم را تشكیل ميدهند، مانند اینكه آیا الكترونها موجند یا جرم؟ این مسئله در فیزیك امروز به حالت نظری وجود دارد، یعنی نه موج محض بودن الكترونها صد در صد روشن شده است و نه جرم محض بودن آنها، زیرا الكترونها هر دو خاصیت را از خود بروز ميدهند.
3 ـ بینشهای فلسفی: بر سه نوع مهم تقسیم ميشوند:
قسم یكم: عبارتست از مقداری آگاهيهای كلی درباره محصولات و نتایج و مبادی اوّلیه علم. در حقیقت بینشهای نظری در میان نگرشهای علمی و این قسم مسائل فلسفی قرار گرفتهاند. برای پیشبرد و توسعه بینشهای فطری از این آگاهی فلسفی ميتوان استمداد كرد و بهرهبرداری نمود. چنانكه بینشهای نظری، ميتوانند برای روشن ساختن قسمت تاریك مسائل علمی كمك نموده، تكلیف آن را روشن بسازند.
قسم دوم: آن مسائل است كه از ارتباط ذهن آدمی با هستی بوجود ميآیند، خواه به عنوان مبانی كلی علوم و یا نتایج مسائل علمی منظور بوده باشند و خواه رابطهای با آنها نداشته باشند.
قسم سوم: عبارتست از مسائل ارزشی والا كه اصول اساسی "باید"ها و "شاید"های انسان و واقعیت كل هستی را تشكیل ميدهند.
4 ـ بینش مذهبی: عبارتست از شناخت و پذیرش واقعیات و عمل مطابق آن شناخت و
درآمدي بر فلسفه هنر ـ حميد حياتي
تاریخ هنر طراحی
پوسترهاي نمايشگاه هاي انشعابيون نوعي زبان گرافيكي را با تنوعات غني بياني پديد آورد كه در آن تصوير، تزئينات و متن در هم ادغام يم شد، و جلوه چاپنقش هاي ژاپني، طرح هيا بردسلي و مباحث نظري والتر كرين تصويرگر انگليسي به نام «خط و فرم» (چاپ در سال 1902) را با هم تركيب مي كرد. در همان سال پوستر آلفرد رولر براي چهاردهمين نمايشگاه انشعابيون، اين شيوه ويني را به نمايش مي گذارد. تصوير پوستر به طور
اهل وساکن خاوران فارس , کارشناس هنرهای تجسمی از دانشگاه ثامن الحجج (ع) مشهد مقدس .به وبلاگ بنده حقیر خوش آمدید .با نظرات گرانمایتون بنده رو راهنمایی کنید