جلوه های نادیده هنر خوشنویسان ایرانی

نوشته:دکتر محسن صبا

تاریخ پیدایش خطوط  مختلفی که در ایران معمول بوده است می دانیم  و شرح  حال خوشنویسان را در چند کتابی که درباره دوره حیات و آثار آنان نوشته شده است می خوانیم ,ولی آنچه  به آن کمتر توجه شده و شاید در بعضی مراحل نادیده مانده است ,ابتکارات وابداعاتی است که خوشنویسان خواسته اند درضمن تحریر مرقعات وقطعه ها و مخصوصا سیاه مشق ها از خود نشان دهند.ابتکارات و ابداعاتی کاملا منتزع از اصل هنر خوشنویسی .از خطوط مختلفی که نوشتن آنها در ایران معمول بوده است اعم از ثلث ,نسخ,ریحان ,رقاع وتوقیع,که آنهارا اقلام سته خطوط اصل اسلامی خوانده اند,ویا تعلیق ونستعلیق وشکسته , که خاص ایرانیان بوده است , نمونه هایی درکمال جمال خوشنویسی به دست هنرمندان ایرانی موجود است وهر یک از خطاطان شهیر ایران کوشیده اند سبک خاصی ایجاد کنند ومکتب جدیدی بسازند.

سال ها بعد ازآنکه ابن مقله شیرازی خطوط شش گانه رادردسترس ذوق ایرانیان قرارداد این خطوط راه تکامل وزیبایی را به وسیله خطاطان پیمود وسرانجام در اوائل قرن هشتم,با تلفیق ,پایه واساس خط نستعلیق نهاده

ادامه نوشته

نظري به خط خوش فارسی و نقش آن در فرهنگ و هنر ایرانی

نوشته :محمدحسن سمسار

نظری کوتاه به نقشی که خط در فرهنگ و هنر بشر دارد ,ارج وارزش آن را بر ما روشن میکند.به راه گزاف نرفته ایم  اگر خط را مادر همه دانش ها و دانستنی های بشر بدانیم.زیرا اگه خط نبود که بتوان دانش ها ودانستنی ها را به وسیله آن نوشت,واز دستبرد زمان نگاه داشت ,گنج بزرگ دانش امروز بشر را گرد باد مهیب زمان و رویدادهای گوناگون آن را از میان برده بود.

بدین سان پیدایش خط را باید یکی از بزرگترین رویدادهای تمدن بشردانست .رویدادی که هر چه زمان بیشتربرآن بگذرد,ارزش واهمیت آن روشن تر می گردد.نیازی به گفتن نیست که فرهنگ امروز بشر دارای ریشه های عمیق چندهزار ساله است ,وتلاش وتفکر میلیون ها بشر دست به دست هم داده تا دانش بشر را بدین پایه رسانده است .انتقال این میراث گرانبهاکه هر روز بارورتر وبارورتر می شود ,چگونه انجام پذیرفته است؟این سوالی است که تنها یک جواب دارد.از راه نوشتن.

آیا همین  سوال  و جواب کوتاه برای نشان دادن ارج وارزش خط بسنده نیست؟اگر حاصل  تجربیات و تفکرات هزاران هزار دانشمند و متفکر و فیلسوف روزگار گذشته ,امروز دردسترس ما نبود ,بشر ناگزیر به دوباره آزمودن ,آزموده های گذشته می گردید,وپیداست که ازاین رهگذرچه فرصت های گران بهایی تباه می شد.شاید امروزکمتر کسی در این اندیشه نباشد که خط دارای چه ارزش گرانبهایی است.زیرا هزاران سال است که خط با فرهنگ بشردرآمیخته وجزء جدایی ناپذیر آن شده است.اما مطالعه برخی ازرشته های دانش ,سبب می گردد که گاهی به این ارج و ارزش توجه بیشتری گردد.ازجمله این دانش ها بایدازتاریخ ,باستان شناسی وتاریخ هنر نام برد.امروز وقتی سنگ نبشته ها ,لوحه ها وخطوط نقش شده برآثارباستانی مورد بررسی قرار می گیرد وخوانده می شود,می بینیم که بسیاری ازآنچه تاریکی گذشت سده های بسیاراز دیده ماپنهان داشته ,روشن می گردد.

در حفریات باستان شناسی ,پر ارج ترین اشیاء,سنگ نبشته ها ویا

ادامه نوشته

مرکب خوش نویسی

در یک رساله ی دست نویس آمده است:«بدان که مرکب ساختن کار سهلی است، هرگاه مجرد باشد و هیچ هنری نداشته باشد و کاری هم نداند، باید این کسب، سخل و مختصر را اختیار نماید و از آن وجه معاش بهم رساند» این سخن از جهتی درست است و از جهت دیگر نادرست، از این بابت درست است که ساختن مرکب هنر و قریحه ی خاصی نمی خواهد و مربوط به خواستن و کوشش کردن است، و بدین جهت نادرست است که در شرایط امروزی فراهم آوردن ابزار و مواد مرکب سازی برای همه کس میسر نیست بلکه به مراتب از گذشته دشوارتراست. مکانی باید بزرگ و مناسب و وسایلی می خواهد کامل و سزاوار و موادی اصلی و سالم و بی عیب و صبر وحوصله ای باید که آزمایشات مکرر و ناکامی های اولیه، سازنده را نومید نسازد، پس از این مقدمه باید گفت: گردآوری نسخه های گوناگون مرکب از کتاب ها و مدارک مختلف عربی و نظم و ترتیب آن برای پرداختن کتاب و رساله و مقاله کار چندان دشواری نیست؛ اما انتقال تجربه ها و نشان دادن روش های عملی و نقل نسخه های مجرب بطوری که نویسنده در برابر کسانی که می خواهند با آن عمل کنند شرمنده نشود کار ساده ای نیست. در این جا من ابتدا مدارکی را که دیده و خوانده ام و امکان دسترسی به آن ها وجود دارد معرفی کرده و میزان اعتماد خود را نیز شرح می دهم و سپس تجربه ها را می نویسم؛
اول این که، در زمانی که زندگی می کنیم رنگ سازی به قدری گسترده و متنوع است که احاطه بر آن ها برای یک یا چند نفر ممکن نیست، کارخانه های عظیم رنگ سازی از هر باب و آزمایشگاه های مجهز برای تأمین نیازهای نقاشان و چاپگران و ماشین ها و ادوات تکثیر، تزئین بناها و اماکن، نقش پارچه و ظروف و اتومبیل و فرآورده های
ادامه نوشته

نقاشی خط

در چند دههٔ اخير بعضى از خوشنويسان به ترکيبى از خط و نقاشى دست زده‌اند؛ يعنى رنگ و نقاشى را در خدمت خوشنويسى گرفتن يا برعکس؛ و گاه تابلوهايى بديع پديد آورده‌اند.

نقاشيخط کلمهٔ جديدى نيست؛ زيرا تلفيق خط و نقاشى از ديرباز در تاريخ خط ‌نگارى ملل مختلف مشاهده مى‌شود. به‌عنوان مثال کاربرد خط در کتيبه‌ها و اماکن مقدس و نيز روى ظروف، مهرها و ... که از قدمت زيادى برخوردارند؛ اما نقاشيخط به سبکى که اکنون انجام مى‌شود داراى قدمتى حدوداً سى ساله است. مرحوم پيلارام، مرحوم مافي، زنده‌رودي، استاد افجه‌اى و استاد احصايى که هر کدام در اين راه زحمت بسيار کشيده‌اند، در پيشبرد اين هنر مؤثر بوده‌اند.

تاريخ نقاشيخط در ايران از دورهٔ قاجار به‌طور جدى آغاز مى‌شود. خوشنويسان اين دوره خط را مى‌نوشتند بعد کپى مى‌کردند و داخل آن را رنگ‌آميزى مى‌کردند و يا گل و

ادامه نوشته

مقایسه کوتاه بین نستعلیق با نسخ وتعلیق

در میان خطوط ایرانی و عربی، خط نستعلیق به گواه آثار آفریده شده به عنوان زیباترین خط و برتر از خطوط هفت‌گانه شناخته شده و آن را عروس خطوط اسلامی نامیده‌اند.
خطوط هفت‌گانه ( اقلام سبعه ) عبارتند از خطوطی که ظاهرا از دو خط معقّلی و کوفی بوجود آمده‌اند و شامل خطوط : « ثلث، نسخ، محقّق، ریحان،توقیع، رقاع و تعلیق » می‌باشد که اغلب در کشورهای عربی متداولند و برخی از آنها نیز اکنون دیگرمنسوخ شده‌اند.
در این بین نستعلیق (= نسخ‌تعلیق) از ترکیب دو خط « نسخ » و « تعلیق » بوجود آمده که سابقه‌ی آن به حدود قرن هفتم هجری می‌رسد و در دوره‌ی تیموریان توسط میرعلی تبریزی مدون و قانونمند شد و به دست میرعماد الحسنی (درگذشت ۱۰۲۴ ه.ق.) به اوج زیبایی خود رسید.
اما چرا ترکیب نسخ و تعلیق‌؟
خط نسخ ‌چون تقریبا در سطح خط زمینه نوشته می‌شود، بین تمام خطوط هفت‌گانه خواناترین خط است و به همین دلیل 
ادامه نوشته

ياقوت مستعصمي 2

خلاصه:آشنائي كوتاهي درباره خوشنويسي درايران واهميت آن، شرح حال و آثار "ياقوت مستعصص" از بزرگان عهدالمستعصم بالله خليفه عباسي (640-654 ه.)، معرفي بيست‌وشش اثروي كه در كتابخانه‌ها وموزه‌ها ويا مجموعه‌هاي خصوصي موجود است.

ياقوت مستعصمي و هنر خوشنويسي

دكتر بديع الله دبيري نژاد     استاديار دانشگاه اصفهان

هنر خوشنويسي يكي از هنرهاي برجسته ي ايراني است كه در گذشته با پيدايش و كوشش هنرمندان خوشنويس همواره راه پيشرفت و تكامل را پيموده است. بررسيها و پژوهشهاي تازه نشان ميدهد كه در عصر تكنيك فضا نه تنها هنر خوشنويسي پيشرفتي نكرده،بلكه دچار گونه يي واگشت و پس افتادگي گرديده است و ديگر مردم آنطور كه بايد دوستار فراگرفتن خوشنويسي و خواستار زيباييهاي اين هنر نميباشند و يا دست كم روي كار آمدن افزار و ماشينهاي جديد نگارش توجه باين هنر را از ميان

ادامه نوشته

یاقوت مستعصمی

جمال‌الدين ياقوت ملقب به قبلة‌الکتاب، مردى اديب، فاضل و شاعر بوده است. یاقوت مستعصمی از تربيت يافتگان المستعصم بالله آخرين خليفهٔ عباسى بود، به همين دليل خود را مستعصمى مى‌ناميد و به همين نام آثارش را رقم مى‌زد. وى اقلام اسلامى را قاعده‌مند کرد. چنانچه نقل شده وى سيصد و شصت و چهار قرآن نوشته است.

وفات وى در سال ۶۹۸ رخ داده است. شاگردانش که به استادان سبعه معروفند عبارتند از: مولانا ارغنون، مولانا عبدالله صيرفي، مولانا ارغون، مولانا عبدالله صيرفي، مولانا يحيى صوفي، مولانا مبارک شاه سيوفي، مبارک شاه قطب، مولانا احمد سهروردي.

 

ادامه نوشته

میرعماد

ميرعماد الحسني سيفي قزويني از مشهور ترين خوشنويسان تاريخ هنر ايران است كه توانست پايه خط نستعليق را چنان مستحكم نمايد كه تمام صاحب نظران خطوط اسلامي آن را عروس خطوط ناميدند . قلم او بيشترين تاثير خود را در عرصه خط نستعليق گذاشته است . زندگي او در تذكره ها و رسالات و متون مختلف آمده اما گوشه هاي پنهان زندگي او همواره ناشناخته مانده است

       
      در لغت نامه دهخدا آمده است :

عماد قزويني خطاط مشهور ( 961-1024 ) نام او عمادالملك قزويني حسني بود و در خط نستعليق دستي توانا داشت . خط مير براي حسن خط مثل بوده است و برخي خط او را برخط ميرعلي هروي ترجيح ميدادند .در سال 1024 ه.ق شاه عباس صفوي وي را متهم به پيروي از مذهب تسنن نمود و امر به قتل او شد وي در آخرين شب ماه رجب همان سال در راه حمام بقتل رسيد . گويند ميرزا ابوتراب خطاط اصفهاني شاگردش 

ادامه نوشته

ميرزا غلام رضا اصفهاني 2   

مرحوم میرزا غلامرضا اصفهانی یکی از خوشنویسان بزرگ قرن اخیر و همزمان با محمدرضای کلهر (1245-1310ه.ق)قدوه الکتاب بود.که شهرتش در آفاق منبط است.

او خط نستعلیق را بسیارعالی ودرست و کامل و استادانه می نوشت وخصوصا درفن کتیبه نگاری  وترکیب کردن کلمات شیوهای ممتازازاقران داشت و علاوه بر مراتب هنرمندی طبع شعر نیز داشته وگاه گاه به گفتن نظم میل ورغبت می کرد.از آثار باقی مانده موجود وی در می یابیم که علاوه بر قلم نستعلیق در خط شکسته نیز دارای مهارتی کامل بود و در این قلم استادی مسلم شناخته می شد .عادت و شیوه وی چنین بود که به جای امضا در زیر آثار خویش گاهی خطوط خود را با رقم (یا علی مدد)یا

(علی مدد)مشخص می کرد.حتی برخی از شاگردانش به تقلید ازاستاد بعضی از مشق ها والواح خطی خود رابا رقم (یا علی مدداست)تزئین می کردند که به علت تشابه شیوه و سبک خط گاهی از اوقات امر تشخیص و تمیزخطوط استاد و شاگرد از هم مشکل می شد.

از مطلب دور نرویم. متاسفانه تاکنون 

ادامه نوشته

ميرزا غلام هنر و خط نستعليق ديدن خط و رهيافتي به فلسفه هنر خوشنويسي او

 چشم در صنع الهى باز كن لب را ببند بهتر از خواندن بود ديدن خط استاد را

تعداد قابل توجهى از قطعاتى كه به ‏خط نستعليق از ميرزا غلام‏رضا به‏ جا مانده است شباهت ظاهرى بسيارى به سياه مشق دارد.به ‏طورى‏كه در نگاه اول تميز اين قطعات از سياه مشق شايد ممكن نباشد و بعضى از صاحبنظران به دليل تعدد قطعاتى كه به اين صورت ‏از ميرزا غلام‏رضا به‏جا مانده است، عبارت «ميرزا غلام‏رضا اصفهانى سياه مشق نويس» را در توصيف او به‌كار برده اند. (1) در روزنامه ‏خوانده ‏ام (2) و در گفتگوهاى متعدد نيز چنين نظرى را شنيده‏ ام. اين مقاله تلاشى براى شناخت فلسفه هنر ميراز غلام‏رضا با توجه واستشهاد به اين قطعات است.

در اين قطعات ميرزا غلام‏رضا عباراتى با مضامين زيبا و پرمغز مانند سوره حمد يا مصراعى يا بيتى از غزل حافظ يا بيتى حكيمانه ازشاعرى ديگر را 
ادامه نوشته